فریاد و جنون - میلهها رحمتی را نگه داشتند!/ عکس
نتایج هفتههای ابتدایی و بهخصوص سه شکست متوالی برابر سپاهان، آلومینیوم و تراکتور، فشار بیشتری را متوجه کادر فنی کرده بود و دیدار برابر شمسآذر از این نظر اهمیت بیشتری پیدا میکرد.
مهدی رحمتی که تجربه حضور در شمس آذر قزوین را در کارنامه دارد، بعد از چند فصل تجربه مربیگری در تیمهایی که شاید از حیث امکانات و بنیه بازیکنی، در حد رقابت مستمر نبودند اینبار هدایت گل گهر سیرجان را برعهده گرفت تا به قول فوتبالیها اینبار نانش در روغن باشد و گفته شود "بفرمایید، این گوی و این میدان!"
اتفاقا در هفتههای ابتدایی هم اوضاع کاملا به سود او پیش رفت و با هفت امتیاز در جمع مدعیان حضور یافت تا کاملا نشان دهد شایسته این اتفاق هست. اما اوضاع ناگهان برخلاف انتظار او پیش رفت و درست در روزی که شاید پای محرم نویدکیا به واسطه نتایج نه چندان خوب روی پوست موز بود، به سپاهان باخت.
بازی بعدی هم به همین شکل برای او پیش رفت و اینبار مقابل آلومینیوم ناکام ماند تا دستهای پیروز قربانی بالا برود و بعد از آن هم شکست جنجالی و پرماجرا مقابل تراکتور در تبریز. اینبار نه به صورت قطعی اما قبل از بازی برابر شمس آذر میتوان وضعیت را تا حد زیادی به همان "پوست موز زیر پای مهدی رحمتی" تشبیه کرد.

رحمتی به شهری بازگشت که اتفاقات و خاطرات شیرینی را در آن شکل داده بود؛ یک مرور کوتاه داشته باشیم: شمس آذر با رضا مهاجری به قعر جدول سقوط کرده بود و کاملا شرایط تیم سقوطی را داشت. مهدی رحمتی گزینه این تیم شد، آن هم از تیمی که خودش هم مدعی سقوط بود و با این جمله از وی استقبال شد" ممنون از مدیران شمس آذر که مربی سقوطی را با یک مربی قعرنشین دیگر عوض کردند و قرار است این فصل در کارنامه مهدی رحمتی عامل سقوط با دو تیم ثبت شود!"
مهدی رحمتی اما پرقدرت کار را استارت زد. ابتدا استقلال از پیش رو برداشت و بعد از آن هم خیبر و در ادامه پرسپولیس و اگر بدشانس نبود و داوری علیه تیمش نمیشد، سپاهان را با هم شکست بدرقه کرده بود. او موفق شد از تیمی که دریافت سه گل و چهار گل برایش عادی شده بود، تیمی قابل احترام در نیم فصل دوم بسازد تا به محبوبیتی باورنکردنی در قزوین دست یابد.

برگردیم به بازی این هفته و تقابل شمس آذر و گل گهر سیرجان؛ سه شکست پیاپی برای مهدی رحمتی که اگر این یکی هم به نتیجه دلخواه تبدیل نمیشد، بازی بعدی برابر الجزیره امارات و تعطیلی لیگ میتوانست او را کاملا به چالش بکشاند.
مهدی رحمتی اما به واسطه محرومیت روی سکو حضور داشت اما بیش از هر کس دیگری در هیاهوی استادیوم سردار آزادگان صدایش به گوش میرسید. یک لحظه فریاد کوچینگ او روی سکوها به حدی بود که هواداران قزوینی را هم شاکی کرد اما جالب اینجا وقتی متوجه شدند این صدای مهدی رحمتی است، به احترام او خیلی زود فریاد اعتراضیشان را قطع کردند.

این محبوبیت به حدی بود که حتی لحظات ابتدایی شروع بازی را بیش از یک دقیقه به تشویق وی پرداختند تا نشان دهند هوادارانی قدرشناس هستند و ادامه حضورشان در لیگ برتر را مدیون این مربی میدانند.
نتیجه پایانی سه – دو به سود گلگهر سیرجان شد؛ همان نتیجهای که یک بار دیگر پیش از این زمینه ساز بقای شمسآذر تحت هدایت مهدی رحمتی بود. یک دیدار غیرممکن آن هم برابر پرسپولیس که کمتر کسی تصور داشت قزوینیها در آن جدال بقای خود را تثبیت کنند اما شد.
قزوین برای مهدی رحمتی یک بار دیگر خوشیمن بود و چه جالب که با همان نتیجهای به پایان رسید که پیش از این نیز یک ثبات دیگر شکل داده بود. اینبار هم حرص و جوشهای مهدی رحمتی نتیجه داد و تیمش با برد و روحیه ویژه به لیگ برتر بازگشت و اکنون باید خود را مهیای جدال سخت و حساس برابر الجزیره در تاجیکستان کند.
اما واکنشهای مهدی رحمتی برای دستیابی به این پیروزی هم چیزی نبود که از چشم حاضران در استادیوم و اهالی رسانه دور بماند. "آقای رحمتی مراقب باش نیوفتی!" این توصیهای بود که یکی از بچههای یگان ویژه مستقر روی سکو بعد از حرص و جوشهای مهدی رحمتی و حتی بالا رفتن او از میلههای آن نقطه به وی داشت تا نگرانیشان را بابت این موضوع ابراز کنند. مهدی رحمتی اما بیتوجه به تمامی این مسائل، 90 دقیقه فعالتر از تمامی بازیکنان خود محیط با عرض 5 متر سکو را به این طرف و آن طرف میرفت و مشتهای گره کردهاش همزمان با سوت امینی داور این بازی ثانیههایی بالا بود و بعد از آن هم همان تصویر همیشگی و قدردانیاش از خدایش.

مهدی رحمتی فشار سنگین نبردن طی بازیهای قبلی را پشت سر گذاشت تا اکنون با تیمش یک رقابت آسیایی بزرگ را پیشرو داشته باشد. جایی که پیش از این بارها در قامت بازیکن و یک بار هم به عنوان سرمربی در پدیده مشهد تجربه کرده بود. باید دید بازی با الجزیره و ستارههای بزرگش برای مهدی رحمتی با چه سرنوشت و پایانی همراه میشود.